ولنتاین و اسم گذاشتن روی تو عشق من و بابایی
امروز روز عشق عزیز دلم .
من و بابایی تصمیم گرفتیم که امروز اسمتو بزاریم عزیز دل مامان. چون تو عشق دوتامون بودی و ما هم عاشق هم امروز با هم اسمتو انتخاب کردیم . سام عزیزم امیدوارم که از اسمت خوشت بیاد و همیشه وقتی کسی صدات میکنه به این اسم افتخار کنی.
راستشو بخوای من خیلی اسمای مختلف رو برای تو عزیزم پیدا کردم و آخرش چیزی که هم من هم بابایی و هم مامان بزرگت ازش خوشمون اومد سام بود. امیدوارم که انتخاب خوبی برات بوده باشه :))
معنی سام: این نام اوستایی و شاهنامهایدر سانسکریت به معنی آرامش و خوشبختی دهنده و به پایان رساننده و تکمیلکننده پیروزی و خوشبختی است.
دهخدا: در سانسکریت به معنی حدیث خوش است.
گل پسرم که مایه آرامش و خوشبختی من و پدرت هستی، بدون که حدیث خوش زندگی ما تو هستی
عاشقتیم
روز ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ = 2012 ,16 Feb
اینا معانی هستند که تونستم برای اسم تو نازنینم دربیارم
نویسنده : جواد کهلان مفرد
این نام اوستایی و شاهنامه ای در سانسکریت به معنی آرامش و خوشبختی دهنده و به پایان رساننده و تکمیل کننده پیروزی و خوشبختی است که مسلماً می تواند اشاره به نام مردم و خانواده و موطن سام یعنی مازندران و مازندرانیها باشد. یعنی در مجموع این نام بی تردیداشاره به پیروزی شیرین آترادات پیشوای آماردان بر آشوریان مهاجم به شهر آمل بوده است. به هر روی از آنجاییکه آن از جمله القاب آترادات پیشوای مردان (رستم و سام گرشاسپ) بوده است؛ می توان آن را اشاره به خود نام مازندران (سرزمین سعادت و خوشبختی) یا خود خانواده آترادات پیشوای آماردان و آماردان (آدمکشان شمالی) شمرد. چه در اوستا نام برادر سام گرشاسپ به صورت اورواخشیه آمده که به همین معنی خوشبختی و شادی است و نام پدرش ثریته (پناه دهنده) آمده است یعنی این القاب در اصل اشاره به نام سرزمین مازندران (یعنی سرزمین خوشبختی) موطن آترادات پیشوای مردان (آماردان) است که در آنجا به خشثریته (کیکاوس) و سپاه همراه وی در شهر آمل پناه دادند. ولی در شاهنامه نام برادر رستم، زواره آمده است که در لغت پهلوی به معانی مردجنگی و نیرومند، دارنده زه و کمان و نیز به معنی دارنده محل زهکشی شده است که در صورت سوم آن هم اشاره به نام سرزمین زابلستان (یعنی محل دارای زهکشی) است که بعدها به سهو موطن رستم و گرشاسپ هفتخوان مازندران به شمار می رفته است. دلیل سهو یکی گرفته شدن کاسپیانه یعنی سرزمین سگپرستان با سگستان در معنی سرزمین سکاها است.
| سام | سام . (اِ) آتش ، چه جانوری که در آتش مسکون میشود او را سام اندر میگویند یعنی اندر آتش و سمندر مخفف آن است . (برهان ) (آنندراج ) (غی... |
| سام | سام . (ع اِ) رگهایی را گویند که از زر و طلا در کان و معدن بهم میرسد. (برهان ) (جهانگیری ). رگ زر. (شرفنامه ٔ منیری ). زر ساده ، یعنی ... |
| سام | سام . (اِ) در سانسکریت بمعنی حدیث خوش است . (التفهیم ص 62). رجوع به سام بیذ شود. |
| سام | سام . (اِخ ) گرشاسب به اسم خاندانش سام گرشاسب خوانده شد. (فروردین یشت بندهای 61 و 136). حتی در کتب پهلوی هم گاهی فقط بنام خا... |
| سام | سام . (اِخ ) خلف کیقباد. (فهرست ولف ) : چو به زاد برزین رستم نژادچو سام یل از تخمه ٔ کیقباد.فردوسی . |
| سام | سام . (اِخ ) نام یکی از نجبای ایران که معاصر هرمزد بوده . (فهرست ولف ) : ز شیراز چون سام اسفندیارز کرمان چو پیروز گرد سوار.فردوسی . |
| سام | سام . (اِخ ) او ارشد اولاد نوح بود که با زوجه ٔ خود در کشتی داخل گشته از هلاک طوفان رهایی یافت و رفتار نیکویی که درباره ٔ پدر بزرگ... |
| سام | سام . (اِخ ) از عمال و کسان عمرولیث که خزانه دار عمرو بود و عمرو خزانه ٔ خود را به او سپرده بود. رجوع به شرح احوال رودکی سعید نفی... |
| سام | سام . (اِخ ) نام کوهی است در ماوراءالنهر. (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ) (جهانگیری ). |
| سام | سام . (اِخ ) نام کوهی است مر هذیل را. (منتهی الارب ). |



ولنتاین و اسم گذاشتن روی تو عشق من و بابایی
